fasihi91.persianblog.ir [img]http://designco.comuv.com/img/3157f2f0212a.jpg[/img] Image Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/ http://designco.comuv.com/img/3157f2f0212a.jpg

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

از پداگوژی تا آندراگوژی

 
از پداگوژی تا آندراگوژی
درباره وبلاگ
حسن فصیحی

اینجانب حسن فصیحی دارای مدرک کارشناسی ارشد آموزش بزرگسالان از دانشگاه تهران و کارمند رسمی اداره آموزش و پرورش منطقه تبادکان مشهد هستم و در حال حاضر به عنوان کارشناس پژوهش مشغول خدمتم.

نويسندگان

 

در مورد تفاوت محصلان خردسال با محصلان بزرگسال از لحاظ نیازها، توانایی‌ها، انگیزه‌ها و روش‌های آموزش به آنها،بحث‌های نظری بسیاری شده است. محصلان خردسال معمولاً شنوندگانی هستند که تنها اسیر
بیرون یعنی اسیر انگیزه‌های بیرونی یا از بیرون تعیین‌شده‌ی یادگیری هستند. آنها یک «برنامه‌ی آموزشی معین» را در مدارس دنبال می‌کنند و فرایند آموزش به خردسالان تدریجی و مداوم است. دنیای آنها «دنیای اطلاعات» است. برخلاف خردسالان، بزرگسالان اسیر انگیزه‌های بیرونی نیستند و انگیزه‌های درونی دارند. فرایند آموزش تکمیلی به آنها منقطع است. بزرگسالان می‌خواهند «آن‌چه را خودشان دوست دارند» به آنها آموزش داده شود و دنیای آنها عمل است. فلچر و روک نیز همین مطالب را به صورت زیر تکرار می‌کنند: خردسالان نمونه‌های نخستین هستند (مثل ماده‌ی خامی که اشکال بعدی روی آنها بنا می‌شود)، یا می‌توان گفت که نوع ارثی یا سنخ ارثی، یعنی نوع بالقوه هستند و هنوز به فعل در نیامده‌اند. امّا بزرگسالان نوع یا سنخ پدیداری هستند یعنی نوعی که ایجاد یا پایدار شده است.

یانگ در نظریه آندراگوژی و پداگوژی به روی ماهیت ارتباط بین معلم و یادگیرنده متمرکز می‌شود. او این موضوع را مطرح می‌کند که در هدایت یک خردسال و هدایت کردن بزرگسالان تفاوت‌های عمده‌ای برای معلمان وجود دارد. اگر این  تفاوتها مدنظر قرار نگیرند ارتباط براساس اعتماد متقابل خدشه‌دار می‌شود. و درک از این که این پیامد (نادیده گرفتن
تفاوت بین کودکان و بزرگسالان) باعث تغییر ارتباط (معلم و شاگرد) از فردی دارای اقتدار به فردی خودکامه می‌شود.[1]

با توجه به مطالبی که یانگ عنوان کرد مشخص می‌شود که تفاوتهایی بین آموزش بزرگسالان با کودکان وجود دارد. صباغیان مهمترین این تفاوتها را به شرح ذیل آورده است.

1-هدف: در تعلیم و تربیت کودکان، هدفهای بلندمدت و میان مدت اهمیت بیشتری دارد. حال آنکه بیشتر هدفهای آموزش بزرگسالان از نوع هدفهای کوتاه مدت است در واقع بزرگسالان برای زمان حال یا آینده‌ای نزدیک آموزش می‌بینند.

2-برنامه: برنامه هایی که برای بزرگسالان تدوین می‌شود باید با توجه به خصوصیات آنان باشد و چون آنها مسئولیت‌های متعدد خانوادگی، شغلی و اجتماعی دارند، برنامه‌ها برخلاف کودکان بسیار فشرده ، منسجم و در ارتباط با مساله یا مشکل خاصی است.

3-روش تدریس: روشهای تدریسی خواندن و نوشتن را به چند دسته طبقه‌بندی کرده ‌اند که مهمترین آنها عبارتند از  1)روش تحلیلی  2-روش کلی  3)روش ترکیبی 4)روش لوباخ

1- روش تحلیلی : روشی که آموختن در آن از جزء شروع و به کل ختم می‌شود مانند آموزش الفبا

2-روش كلي : روشي است كه آموختن از كل شروع و به جزء ختم مي‌شود مانند كلمه آموزي و جمله آموزي

 

3- روش ترکیبی: از ترکیب روشهای تحلیلی و کلی به دست می‌آید.

4-روش لوباخ: این روش نیز یک روش ترکیبی است که در آن شکل هر حرف به نحوی با تصویر شیء خاصی که با حرف مورد نظر آغاز می‌شود ارتباط دارد مانند حرف ن برای نان . در این روش تکرار و تمرین مورد توجه است.

4-محتوا و مواد آموزشی : اغلب خردسالان سالیان متمادی آموزش می‌بینند و مطالبی که به آنان تدریس می‌شود با توجه به دانش و معلوماتی تنظیم می‌گردد که در سالهای گذشته کسب کرده‌اند. ولی برای بزرگسالان به لحاظ  محدودیت‌های زمانی و با توجه به برآوردن فوری نیازهای آموزشی آنها، مطالب و مواد آموزشی باید بطور فشرده تدریس شود.

5-زمان و مکان : زمان و مکان آموزش رسمی کودکان معمولاً مشخص است که مدرسه می‌باشد ولی بزرگسالان در مکانهای مختلف آموزش می‌بینند گاه در مدارس گاه در مزارع، کارخانجات و غیره .

6-معلم و شاگرد: معلم در آموزش بزرگسالان کسی نیست که فقط به
انتقال دانش و اطلاعات به ذهن بزرگسالان بپردازد، بلکه او راهنما و مشاور بزرگسالان است زیرا بزرگسالان دارای تجربه‌های زیادی هستند. پس معلم باید از اطلاعات آنها استفاده کند و با ایجاد بحث گروهی در کلاس آنان را برای پذیرش اطلاعات جدید آماده سازد. او در واقع بزرگسال را یاری می‌دهد تا دانش تازه را فراگیرد. و رابطه او با کلاس بیشتر رابطه افقی است تا عمودی[2]

نولز که یکی از صاحبنظران آموزش بزرگسالان است بر این عقیده است که آندراگوژی به چهار دلیل با پداگوژی تفاوت دارد:

فراگیر خود هدایت شده است، تجربیات فراگیر منبع مهم یادگیری است، آمادگی فراگیر برای یادگیری مرتباً به سوی وظایف اجتماعی هدایت می شود، نگرش فراگیرنسبت به زمان، متوجه زمان حال است و به این دلیل تعلیم و تربیت به جای آن که محتوا محور باشد: مشکل محور و عملکرد محور است.[3]

 از جمله مواردی که بزرگسالان با خرد سالان تفاوت دارند در زمینه یادگیری ویادسپاری مطالب است .بنابر این لازم است مطالبی را در خصوص حافظه عنوان کنیم.

حافظه بزرگسالان

بزرگسالان باتجربه‌ای که دارند می‌تواند مطالبی را با سرعت 200 کلمه در دقیقه بخواند به جای تک تک کلمات معنی مطلب را در حافظه کوتاه مدت خود نگه می‌دارد نه لغات را به تفکیک و فقط لب مطلب و جان کلام را به قسمت حافظه درازمدت می‌سپارد. حجم اطلاعات و قسمت‌هایی که می‌تواند در قسمت حافظه کوتاه مدت و درازمدت جذب و نگه‌داری شود بستگی به اطلاعات موجود یادگیرنده دارد. هر چه دامنه معلومات، تجربیات و محفوظات یادگیرنده وسیع‌تر باشد و به موضوع مورد یادگیری مرتبط گردد اطلاعات تازه بهتر و آسان‌تر می‌تواند جذب و در حافظه نگه‌داری شود. اگر فرد نظیر مطلب مورد یادگیری را به عنوان اصولی کاملاً درک شده در مغز داشته باشد مطلب مورد مطالعه یادگیری را به
عنوان اصولی کاملاً درک شده در مغز داشته باشد مطلب تازه راحت ‌تر و زودتر قابل تطبیق و نگه‌داری، هم در حافظه کوتاه مدت و هم در حافظه درازمدت می‌باشد تا این که مجبور باشد ابتدا به ساکن هر ریزه‌کاری را در حافظه نگه‌داری نماید.[4]

ظرفیت و استعداد
حافظه‌ی کوتاه مدت با بالا رفتن سن کم نمی‌شود اما آن چه مهم است در سنین 40 تا 60 سالگی به علت تراکم و بار سنگین محفوظات احتمالی آشفتگی فکری به وجود می‌آید. در این سنین به محض وجود عامل منحرف‌کننده‌ی فکری و جلب توجه به عامل خارجی در هنگام
یادگیری و وصول اطلاعات فراموشی به وجود خواهد آمد. به همین دلیل غالباً بزرگسالان و افراد مسن در مواجه با آن نوع از یادگیری‌ها که نیاز به تفسیر و تعبیر دارد و نسبتاً پیچیده نیز هست مشکلاتی دارند.

این که حافظه با بالا رفتن سن چه وضعیتی پیدا می‌کند، مورد مطالعه روان‌شناسان قرار گرفته و نتایج مطالعات آن‌ها نشانگر این واقعیت است که افت حافظه به شدت تحت تأثیر سنن قرار می‌گیرد. اما در این مورد باید تفاوت‌هایی را میان حافظه‌ی کوتاه مدت و حافظه‌ی بلندمدت قائل شد. غالباً حافظه‌ی بلندمدت کمتر مختل می‌شود. به همین دلیل روان‌شناسان عقیده دارند که سرعت ارائه مطالب به حافظه‌ی بزرگسالان اثر کاملاً منفی در به خاطر سپاری دارد. حتی آنان به این نتیجه‌ی جالب دست یافته‌اند که: وقتی زمان ارائه مطالب به سالمندان افزایش می‌یابد (روش کند) در مقام مقایسه آنان، بیشتر از جوانان از آموزش بهره می‌گیرند. آن چه در موقعیت یادگیری بزرگسالان، به منظور یادسپاری و یادآوری بهتر مطالب اهمیت دارد این است که از دخالت عوامل مزاحم تا حد امکان جلوگیری کنیم. نظر به این که عواملی مانند افکار و اندیشه‌های روزانه، بیم‌ها، تمایلات، نگرانی‌ها و به ویژه حوادثی که به هنگام یادگیری اتفاق می‌افتد، در زمان و قدرت یادآوری تأثیر دارند. لذا این عوامل مزاحم را باید به حداقل ممکن کاهش داد. یکی از روش‌های مؤثر در این مورد تکیه‌ی یاددهنده به «انگیزه‌ها»، «علایق» و «ذوق‌ها»ی بزرگسالان است.[5]



1  - . Burge L. (1988). Beyond Androgogy: Some
Exploration for Distance Learning Design
. Journal of Distance

Education..p.5& 6

[2]  صباغیان، زهرا، شناخت بزرگسال و روشهای
سوادآموزی، تهران دفتر تحقیق و تالیف نهضت سوادآموزی مرکز 1371 ص 39و 40

[3] - سرمد
، غلامعلی (مترجم ) آموزش بزرگسالان و آموزش مداوم ، تالیف پیتر جارویس ، تهران :
سمت 1378 ص97

[4] احمدی ، غلامرضا (مترجم ) ،
حافظه و یاد گیری:روشهای نوین در آموزش بزرگسالان ، تالیف برنارد  لاول ، تهران : ققنوس 1375 ص 36 تا38

  

[5] - ابراهیم زاده، عیسی، آموزش بزرگسالان، دانشگاه پیام نور، چاپ 1372ص116و117



RSS Feed



Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
http://designco.comuv.com/img/4bad256c73a6.gif بهترین و زیباترین کدهای جاوا اسکریپت به همراه آزمایش آن کد

كدموسيقيبرايوبلاگ

تماس با ما
 
 
تمامي حقوق اين وبلاگ محفوظ است |طراحي : پيچک
 
بک لينک فا